مالیات ارز دیجیتال در ایران: آیا نگهداری ارز در تراست ولت مشمول مالیات میشود؟ 1404
16 نوامبر
بازار ارزهای دیجیتال در ایران دیگر تفریح گروه کوچکی از علاقهمندان تکنولوژی نیست؛ امروز به یک واقعیت جدی و تأثیرگذار اقتصادی تبدیل شده است. از جوانانی که با معاملات روزانه بهدنبال نوسانگیری و سود کوتاهمدت هستند گرفته تا سرمایهگذارانی که برای حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم، بیتکوین را بهعنوان پناهگاه امن انتخاب کردهاند. اما همزمان با گسترش این بازار، یک پرسش بزرگ و مبهم پررنگتر شده است: مالیات ارز دیجیتال در ایران چه جایگاهی دارد؟
در شرایطی که صرافیهای متمرکز داخلی زیر ذرهبین نهادهای نظارتی قرار دارند، بسیاری از کاربران ترجیح دادهاند داراییهای خود را به کیفپولهای مثل تراست ولت (Trust Wallet) منتقل کنند. آنها با تکیه بر این ذهنیت که «کلیدهای من، قوانین من» احساس میکنند در حاشیهی امن قرار دارند.
اما آیا این حس امنیت واقعاً با واقعیتهای حقوقی و مالیاتی همخوانی دارد؟ آیا دولت و سازمان امور مالیاتی هیچ نوع دسترسی، ادعا یا حق مطالبهای نسبت به داراییهای نگهداریشده در یک کیفپول غیرمتمرکز ندارند؟در این مقاله، تلاش میکنیم با نگاهی عمیقتر به این موضوع، مرز شایعات و واقعیتهای قانونی را از هم جدا کنیم و بررسی کنیم که آیا «مالیات تراست ولت»یا «مالیات ارز دیجیتال در ایران» صرفاً یک افسانه است یا مفهومی است که بهتدریج در حال شکلگیری و رسمیت یافتن است.
آیا قانون مالیات ارز دیجیتال در ایران وجود دارد؟
بیایید از نقطه شروع ماجرا نگاه کنیم. اگر امروز سراغ متن قوانین بروید و بهدنبال سندی رسمی با عنوان قانون جامع مالیات ارزهای دیجیتال در مجموعه قوانین ایران بگردید، چیزی پیدا نخواهید کرد (حداقل تا زمان نگارش این مطلب).
همین خلأ قانونی است که باعث سردرگمی اغلب فعالان این حوزه شده؛ اما نبود یک قانون مشخص و نامدار، به این معنا نیست که همهچیز خودبهخود از مالیات معاف است.سازمان امور مالیاتی ایران در بخشنامهها و مصاحبههای مختلف، بارها تأکید کرده است که بر اساس قانون مالیاتهای مستقیم، هر نوع فعالیت اقتصادی که منجر به ایجاد «درآمد» یا «عایدی» شود، مشمول مالیات خواهد بود.
۱. رویکرد فعلی چیست؟ (مالیات بر عایدی سرمایه)
در بسیاری از کشورهایی که قوانین مرتبط با کریپتو را بهطور رسمی تدوین کردهاند (مثل آمریکا)، ارزهای دیجیتال در قالب دارایی (Property) دستهبندی میشوند، نه پول (Currency). نتیجه این نگاه آن است که خرید و فروش آنها زیر چتر مالیات بر عایدی سرمایه (Capital Gains Tax) قرار میگیرد.
یک مثال ساده: شما ۱۰۰ میلیون تومان بیتکوین میخرید. شش ماه بعد، همان بیتکوین را ۱۵۰ میلیون تومان میفروشید. در این معامله، ۵۰ میلیون تومان «عایدی» یا سود بهدست آوردهاید. از نظر تئوریک، همین ۵۰ میلیون تومان مشمول مالیات است.
در ایران هم، محتملترین سناریو برای قانونگذاری آینده در حوزه ارزهای دیجیتال، حرکت در همین مسیر و تکیه بر مدل مالیات بر عایدی سرمایه است.
۲. درآمد حاصل از ماینینگ (استخراج)
ماجرای ماینینگ، تا حدی شفافتر از معاملات عادی ارز دیجیتال است. استخراج رمزارز بهعنوان یک فعالیت صنعتی شناخته شده و انجام آن نیازمند دریافت مجوز است. درآمد حاصل از این فعالیت نیز مطابق مقررات مالیاتی مربوط به واحدهای صنعتی محاسبه و ارزیابی میشود.
این بخش، ارتباط مستقیمی با نگهداری ارز در تراست ولت ندارد، اما یک نکته مهم را نشان میدهد: هرجا دولت توانسته است، تلاش کرده رگولاتوری و نظام مالیاتی را در این حوزه اعمال کند.
صرافی ایرانی در برابر تراست ولت برای فرار مالیاتی ارز دیجیتال
اینجا نقطه اصلی تفاوت و هسته اصلی مقاله ماست. چرا دولت بهراحتی میتواند از کاربران صرافیهای ایرانی مالیات بگیرد، اما در مورد تراست ولت به چالش میخورد؟
۱. صرافیهای متمرکز ایرانی (CEX): یک دفتر شفاف مالی
وقتی شما در یک صرافی ایرانی (مانند نوبیتکس ،بیت پین، والکس، و…) ثبتنام میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
احراز هویت (KYC): شما کد ملی، شماره تلفن، آدرس و گاهی حتی عکس سلفی خود را ارائه میدهید. هویت شما کاملاً مشخص است.
اتصال به شبکه بانکی: تمام واریزها و برداشتهای ریالی شما از طریق حسابهای بانکی متصل به سامانه شتاب و شاپرک انجام میشود.
ثبت دادهها: صرافیها موظفند تمام سوابق تراکنشهای شما (خرید، فروش، واریز، برداشت) را ثبت و نگهداری کنند.
نتیجه: سازمان امور مالیاتی برای محاسبه مالیات شما، نیازی به ردیابی بلاکچین ندارد. کافی است در انتهای سال مالی، یک نامه به تمام صرافیهای مجاز ارسال کند و «گزارش جامع تراکنشهای کاربران» را درخواست کند.
آنها دقیقاً میدانند شما چقدر ریال وارد کردهاید، به چه ارزی تبدیل کردهاید، و چقدر ریال خارج کردهاید. محاسبه سود (عایدی) شما به سادگی یک عملیات ریاضی است، در اینجا به سادگی مالیات ارز دیجیتال در ایران مشخص میشود.
۲. تراست ولت (Trust Wallet): جعبه سیاه غیرمتمرکز
حالا سناریو را با تراست ولت مقایسه کنیم. تراست ولت یک کیف پول غیر امانی (Non-Custodial) یا خود-میزبان (Self-Hosted) است.
غیر امانی یعنی چه؟ یعنی شما تنها کسی هستید که به داراییهایتان دسترسی دارید.
کلیدهای خصوصی (Private Keys): زمانی که کیف پول را میسازید، ۱۲ کلمه بازیابی به شما داده میشود. این کلمات، شاهکلید گاوصندوق شما هستند.
ناشناسی (Anonymity): تراست ولت از شما هیچ اطلاعاتی (نه نام، نه کد ملی، نه شماره تلفن) دریافت نمیکند. شما برای ساختن کیف پول، کاملاً ناشناس هستید.
نکته کلیدی: شرکت تراست ولت (که زیرمجموعه بایننس است) نمیداند شما کی هستید، نمیداند چقدر دارایی دارید و نمیتواند کیف پول شما را مسدود کند یا به اطلاعات آن دسترسی پیدا کند.
این دقیقاً همان چیزی است که بحث مالیات تراست ولت را پیچیده میکند.اگر هنوز از این کیف پول فوق العاده استفاده نکرده اید؛ میتوانید به صفحه دانلود تراست والت بروید و از امکانات این کیف پول استفاده کنید.
آیا «مالیات تراست ولت» واقعیت دارد یا فقط یک شوخی اینترنتی است؟
پاسخ کوتاه این است: هم بله، هم خیر.
از نظر قانونی (تئوری): بله، مشمول مالیات است. قانون مالیات به اینکه دارایی شما کجا نگهداری میشود کاری ندارد. اگر شهروند ایرانی هستید و از هر نوع فعالیت اقتصادی – حتی خرید و فروش ارز دیجیتال – سودی بهدست آوردهاید، آن سود، در چهارچوب قانون، مشمول مالیات است. فرقی نمیکند این سود در حساب بانکیتان باشد، در گاوصندوق خانه نگهداری شود، زیر بالش پنهان شده باشد یا در قالب چند تراکنش روی یک آدرس بلاکچینی در تراست ولت ذخیره شده باشد؛ اصل موضوع برای قانون، «تحقق درآمد یا عایدی» است، نه محل نگهداری آن.
از نظر اجرایی (عملی): تقریباً خیر، ردیابی آن بسیار دشوار است. اینجاست که ماهیت غیرمتمرکز تراست ولت وارد ماجرا میشود. سؤال کلیدی این است: دولت از کجا باید بفهمد که آدرس کیف پولی مثل 0x1aB...c789 متعلق به شماست و در آن، مثلاً ۱۰۰ واحد اتریوم نگهداری میکنید؟دولت نمیتواند به تراست ولت نامه رسمی بفرستد و درخواست کند «اطلاعات این کاربر را برای ما ارسال کنید». تراست ولت اصولاً چنین دیتایی از هویت کاربران در اختیار ندارد که بخواهد تحویل بدهد.
بحث امنیت و حریم خصوصی اولویت اول شماست.پس هرگز کلید خصوصی خود را در اختیار کسی قرار ندهید، و از سایت های معتبر آپدیت های این کیف پول را دریافت کنید. میتوانید از طریق دکمه زیر دانلود اسان اخرین نسخه تراست ولت را انجام دهید.
اینجا لازم است کمی روی عبارت حساس «فرار مالیاتی ارز دیجیتال» مکث کنیم. هدف ما در این بخش، به هیچ عنوان آموزش راههای دور زدن قانون نیست؛ بلکه میخواهیم از زاویه فنی و عملیاتی، چالشهایی را که نهادهای دولتی در ردیابی تراکنشهای کریپتویی با آن روبهرو هستند، بررسی کنیم.
۱. بلاکچین؛ شفاف اما نه کاملاً ناشناس
بسیاری تصور میکنند بلاکچینهایی مثل بیتکوین و اتریوم محیطی کاملاً ناشناس و غیرقابل ردیابی هستند. این برداشت، دقیق نیست. بلاکچین در واقع «شبهناشناس» (Pseudonymous) است.
یعنی چه؟ یعنی تمام تراکنشها بهصورت عمومی روی شبکه ثبت میشوند و هر کسی میتواند در ابزارهایی مانند Etherscan ببیند که از آدرس A چه مقدار ارز به آدرس B منتقل شده است. شفافیت کاملِ جریان پول وجود دارد؛ اما حلقه گمشده اینجاست که کسی ـ دستکم در نگاه اول ـ نمیداند آدرسهای A و B متعلق به چه اشخاصی در دنیای واقعی هستند.
۲. نقطه اتصال (On-Ramp / Off-Ramp)
جایی که هویت شما به آدرس تراست ولتتان گره میخورد، نه وسط بلاکچین، بلکه در «نقاط اتصال» است.
نقاط ورود (On-Ramps): جایی که ریال را به ارز دیجیتال تبدیل میکنید؛ برای مثال خرید کریپتو از یک صرافی ایرانی.
نقاط خروج (Off-Ramps): جایی که ارز دیجیتال را دوباره به ریال برمیگردانید؛ مثلاً فروش در همان صرافی متمرکز.
یک سناریوی ساده ردیابی را در نظر بگیرید:
شما در صرافی X (که در آن احراز هویت/KYC شدهاید) مقداری اتریوم میخرید.
بلافاصله آن را به آدرس تراست ولت خود (آدرس T) منتقل میکنید.
از همین لحظه، یک اتصال منطقی شکل گرفته است: صرافی X – و به تبع آن در صورت لزوم سازمان امور مالیاتی – میتواند استنباط کند که آدرس T متعلق به شماست.
بعد از آن، شما داخل تراست ولت ترید میکنید، در پروژههای DeFi مشارکت میکنید و سود به دست میآورید.
در نهایت، مجموع سود خود (مثلاً ۱۰۰ واحد اتریوم) را از آدرس T به صرافی X برمیگردانید تا آن را به ریال تبدیل کنید.
در این وضعیت، سازمان مالیاتی بهراحتی میتواند بگوید: «شما ۱ اتریوم از صرافی خارج کردهاید و حالا ۱۰۱ اتریوم برگرداندهاید. لطفاً منشأ آن ۱۰۰ اتریوم اضافه را توضیح دهید و مالیات عایدی مربوط به آن را بپردازید.»
۳. کاربران چطور تلاش میکنند این ردیابی را سخت کنند؟
کاربران حرفهای برای اینکه این اتصال مستقیم بین هویت واقعی و آدرس کیف پول کاهش پیدا کند، از روشهای پیچیدهتری استفاده میکنند؛ از جمله:
صرافیهای P2P (همتا به همتا): خرید و فروش مستقیم با افراد دیگر، بدون واسطه یک صرافی متمرکز. هرچند همچنان نقلوانتقالهای بانکی ریالی در سیستم بانکی قابل پیگیری است.
میکسرها (Mixers) و سرویسهای پنهانسازی: ابزارهایی مثل Tornado Cash که طراحی شدهاند تا ارتباط بین آدرس فرستنده و گیرنده را مخدوش یا قطع کنند (هرچند خود این سرویسها هم با فشارها و تحریمهای بینالمللی روبهرو شدهاند).
استفاده از چندین کیف پول و آدرس مختلف: کاربر دارایی خود را بین چند آدرس در تراست ولت یا سایر کیفپولها جابهجا میکند تا مسیر ردیابی پیچیدهتر و مبهمتر شود.
در چنین شرایطی، ردیابی دقیق و اثباتپذیر برای دولتها بهطور همزمان پرهزینه، زمانبر و در بسیاری از موارد عملاً بسیار دشوار یا حتی غیرممکن خواهد شد.
اظهارنامه مالیاتی ارز دیجیتال؛ آیا باید داوطلبانه اعلام کنیم؟
این سوالی است که بسیاری از سرمایهگذاران کلان با آن درگیر هستند. فرض کنید شما سود کلانی در تراست ولت خود دارید و میخواهید با آن یک خانه یا ماشین بخرید.
اگر ناگهان مبلغ هنگفتی (مثلاً ۵ میلیارد تومان) از طریق یک صرافی به حساب بانکی شما واریز شود، شما بلافاصله توسط سیستم بانکی و واحد مبارزه با پولشویی (FIU) نشاندار (Flag) میشوید. از شما «منشأ پول» خواسته خواهد شد.
اینجاست که اهمیت «اظهارنامه مالیاتی ارز دیجیتال» مشخص میشود.
شفافیت داوطلبانه: برخی ترجیح میدهند سود خود را (مثلاً بهعنوان درآمد اتفاقی) در اظهارنامه سالانه خود اعلام کنند و مالیات آن را بپردازند.
مزیت: با این کار، پول آنها «تمیز» و «قانونی» میشود و میتوانند بهراحتی از آن در اقتصاد رسمی کشور استفاده کنند، بدون ترس از اتهامات پولشویی یا فرار مالیاتی.
چالش: محاسبه دقیق این سود (قیمت خرید، قیمت فروش، کارمزدها) وقتی هزاران تراکنش در تراست ولت داشتهاید، بسیار دشوار است و نیازمند استفاده از نرمافزارهای تخصصی محاسبه مالیات کریپتو است.
چگونه حریم خصوصی و امنیت داراییها را در تراست ولت حفظ کنیم؟
اگر تصمیم گرفتهاید که مسئولیت کامل داراییهای خود را بپذیرید و از کیف پول غیرمتمرکز استفاده کنید، بحث امنیت و حریم خصوصی اولویت اول شماست.
۱. کنترل کامل با خود-میزبانی
دلیل اصلی که مردم به سمت تراست ولت میروند، فرار از کنترل صرافیهای متمرکز (چه ایرانی و چه خارجی) است. صرافیها میتوانند حساب شما را مسدود کنند، ورشکست شوند (مانند FTX) یا اطلاعات شما را در اختیار دولتها قرار دهند.
با داشتن کیف پول شخصی، شما «بانکِ» خودتان هستید.
برای شروع این سفر به سمت استقلال مالی، اولین قدم [دانلود تراست ولت] و راهاندازی امن آن است.
۲. امنیت، مهمتر از مالیات
بزرگترین ریسک شما در تراست ولت، مالیات نیست؛ بلکه از دست دادن کل داراییتان در اثر یک اشتباه است.
پشتیبانگیری از ۱۲ کلمه: ۱۲ کلمه بازیابی خود را هرگز آنلاین ذخیره نکنید (نه در تلگرام، نه در ایمیل، نه اسکرینشات). آنها را روی کاغذ بنویسید و در جایی امن (یا حتی دو جای امن) مخفی کنید.
مقابله با کلاهبرداری (Scams): هرگز ۱۲ کلمه خود را در هیچ سایتی وارد نکنید. به هیچ «پشتیبانی تراست ولت» در تلگرام یا دایرکت اعتماد نکنید.حفظ این داراییها مسئولیتی سنگین است. ما قبلاً یک راهنمای کامل در مورد [امنیت تراست ولت] و روشهای جلوگیری از هک شدن نوشتهایم که خواندن آن ضروری است.
آینده مالیات ارز دیجیتال در ایران
فضای قانونگذاری در ایران به سرعت در حال تغییر است. دولت با کسری بودجه مواجه است و بازار کریپتو یک منبع درآمدی بکر و دستنخورده به شمار میرود.
پیشبینی ما چیست؟
تمرکز بر نقاط اتصال: دولت به جای تلاش بیهوده برای ردیابی هر آدرس در تراست ولت، تمرکز خود را بر «نقاط اتصال» (صرافیهای ایرانی) دوچندان خواهد کرد. قوانین سختگیرانهتری برای گزارشدهی صرافیها اعمال خواهد شد.
مالیات بر مبادلات ریالی: سادهترین کار، اعمال مالیات بر تفاوت واریز و برداشت ریالی شما در صرافیها خواهد بود، صرف نظر از اینکه در این بین چه اتفاقی در تراست ولت شما افتاده است.
قانونگذاری تدریجی: بهزودی شاهد ارائه پیشنویسهای قانونی برای مالیات بر عایدی سرمایه (Capital Gains) در مورد ارزهای دیجیتال خواهیم بود.
برگردیم به سوال اصلی: آیا نگهداری ارز در تراست ولت شما را از مالیات معاف میکند؟
پاسخ کوتاه: از نظر قانونی خیر، اما از نظر اجرایی، ردیابی آن را برای دولت بسیار دشوار (و نه غیرممکن) میکند.
تراست ولت بهعنوان سپر: تا زمانی که داراییهای شما در اکوسیستم غیرمتمرکز (DeFi) باقی بماند، خرید و فروش شود (Swap) و به ریال تبدیل نشود، شما عملاً در یک «جعبه سیاه» امن قرار دارید.
تراست ولت بهعنوان شمشیر دولبه: این سپر، شکننده است. به محض اینکه بخواهید سود خود را (مخصوصاً اگر مبلغ قابل توجهی باشد) به ریال تبدیل کنید و از آن در دنیای واقعی استفاده کنید، از طریق صرافیها یا سیستم بانکی ردیابی خواهید شد.و باید مالیات ارز دیجیتال خود را پرداخت کنید.
در نهایت، استفاده از تراست ولت به شما «حریم خصوصی» و «کنترل» میدهد، اما مجوزی برای «فرار مالیاتی ارز دیجیتال» نیست. این یک بازی موش و گربه است که در آن، هر روز ابزارهای ردیابی (Chainalysis) پیشرفتهتر میشوند و قوانین نیز سختگیرانهتر.
سوالات متداول قانون مالیات ارز دیجیتال در ایران
۱. آیا صرفاً نگهداری (HODL) ارز دیجیتال در تراست ولت مشمول مالیات میشود؟ خیر. در اکثر نظامهای مالیاتی جهان (و احتمالاً در آینده ایران)، مالیات در لحظه «تحقق سود» (Realization) اعمال میشود. یعنی زمانی که شما ارز خود را میفروشید (چه به ریال، چه به یک ارز دیگر). صرفاً نگه داشتن دارایی معمولاً مالیات ندارد (مگر اینکه قوانین مالیات بر ثروت اعمال شوند که در حال حاضر برای کریپتو مطرح نیست).
۲. اگر از صرافی خارجی مثل بایننس یا کوکوین استفاده کنم چطور؟ وضعیت مشابه تراست ولت است، با این تفاوت که صرافیهای خارجی (CEX) متمرکز هستند. اگرچه آنها اطلاعات شما را به دولت ایران نمیدهند، اما اگر در آینده تحت فشارهای بینالمللی مجبور به این کار شوند (مانند توافقنامههای تبادل اطلاعات مالیاتی)، ریسک وجود دارد. همچنین ریسک مسدود شدن حساب به دلیل تحریمها بسیار بالاتر است.
۳. بهترین راه برای پرداخت مالیات ارز دیجیتال در ایران چیست؟ از آنجایی که قانون مدونی وجود ندارد، بهترین کار مشورت با یک مشاور مالیاتی خبره است. محتملترین راه، محاسبه سود و زیان سالانه و اعلام آن در بخش «درآمدهای اتفاقی» یا مشابه آن در اظهارنامه مالیاتی سالانه است تا در آینده دچار مشکلات قانونی و پولشویی نشوید.
۴. آیا دولت میتواند آدرس تراست ولت من را پیدا کند؟ مستقیماً خیر. اما اگر شما از یک صرافی ایرانی (که KYC دارید) به آن آدرس واریز یا برداشت کنید، آن آدرس به هویت شما متصل (Link) میشود.